شیرین کاریهای نه ماهگی
.
شیرین کاریهای نه ماهگی بهترین خانوم


وروجک مامان یاد گرفته که بایسته و با کمک راه میره
این ماه تمام مدت جلوی شومینه بودی و سنگهای کف شومینه رو برمیداشتی و میکردی توی دهانت و می خوردی که من سریع عمل کردم و تمام سنگها رو جمع کردم

بعد دیدم که بازم میری جلوی شومینه و به هر چی که داخلش هست میخوای دست بزنی
میز شیشه ای وسط هال رو گذاشتیم جلوش اما بازم توجه میفرمایی که ....


اینجا هم توی اتاق سر هر چی که روی زمین باشه میری و
همه رو پرت و پلا و ریخت و پاش می کنی

ای جانم قربون اون مدل نشستنت بشم من. انگشتهای پات و ببین

عروسک قشنگ مامانی تو

از فرصت استفاده کردی و داری همه رو میریزی بیرون


خوشحال و خندان از کشف هر چی که داخل کیسه بوده

زیر این میز رفتن کار هر روزت هست.
تازه بعضی وقتها هم میری بالای پله ی میز و گیر می کنی و جیغ و گریه که نجاتت بدیم


توی آشپزخونه هم هر روز یه باری زیر صندلی غذات میری و
عین پیشی ها بو میکشی و دنبال خورده ریز غذا و خوراکی میگردی.





کشوهای میز تلویزون هم یکی دیگه از سر گرمیهات شده و
هر چی که توش هست رو بر میداری و پخش زمین می کنی





دیگه کشوهای میز تلویزیون رو در آوردیم تا نزدیکش نشی و یادت بره
اما بازم دست بردار نیستی و ملاحظه می فرمایی دیگه...



شیرین مامانی تو عزیز دلم
شیرین کاری هم که میکنی دیگه خیلی دلبر می شی

شیرین کاریهای نه ماهگی
